تبليغاتX
گاهی به آسمان نگاه کن...

گاهی به آسمان نگاه کن...

حتی اگر چشم هایت را با دستمالی سیاه بسته بودند...

به کدامین گناه ناکرده؟!

ایستاده اید..ایستاده اید بر فراز کاخ هایتان و در شیپورهاتان می دمید...آن قدر وحشیانه تا ندایتان به گوش تمامیت برسد!!

می دمید. شما....دم از حقوق بشریت می زنید.شمایی که سال های سال است بشریت را به زیر انبوهی از خاک، تبعید کرده اید!!

و امروز برای لایحه ی حقوق بشریتتان جشن تولد باشکوهی برپا می کنید و در همسایگی تان با نداریشان از مرگ پذیرایی می کنند!

ما را چه شده است؟ در کدامین شب زمستانی، آرام و بی سر وصدا..گام های استوار و لرزانمان را برداشتیم و با دست هایی کرخ شده تق تق کنان برسر در همسایه کوبیدیم و انسانیت را برایشان جا گذاشتیم؟؟

در کدامین شب...انسانیت را کودکی سرراهی نامیدند؟ کدامین شب...

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت18:49توسط فاطمه | |

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد**چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد


هر کجا ملک خدا هست حسینیه توست**هر که را می نگرم شور محرم دارد


نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال ** کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد


روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم**اشک ارثی است که ذریه آدم دارد

در دشت لاله زاران ...در شام غمگساران ...در چشم بی قراران باران  گرفته باران

بر خاک پاک یاران باران گرفته باران...باران گرفته باران...

هر دم به جستجویی دل می رود به سویی... دل می رود به سویی

در خون شد آرزویی...

از داغ نو بهاران باران گرفته باران...باران گرفته باران...

حتما همتون از اتفاقایی که دور و برتون داره می افته خبر دارید... ولی تا چه حد برامون مهم باشه... این توش حرف داره!

یه زمانی از سکوت خوشم می اومد ولی حالا وقتی سکوت این کشورای عربی و اعضای سازمان ملل متحد  و حتی آدمای دور و برم رو می بینم...

یه لحظه برو تلویزیونتونو روشن کن...ببین چه جوری زن ها و بچه ها رو از زیر آوار در می آرن... حتی اگه به قول بعضی ها هم تقصیر خود غزه ای ها باشه اینجوری باید نسل کشی کنن؟!؟!

نمی دونم چی بگم...آدم واقعا دلش می سوزه! ولی چه کار می شه کرد... تنها کاری که می تونیم بکنیم اینه که بهشون نشون بدیم که ما به یادشون هستیم...

                                                                              التماس دعا

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت19:1توسط فاطمه | |

وای وای وای!

خسته شدم! به کی باید بگم که درمونم باشه؟!

بعضی اوفات اینقده اعصابم خورد می شه می خوام تک تک آدمایی که ناراحتم کردن گیرشون بیارم خفشون کنم...!

خیلی وقت بود که اینجا نیمده بودم! تو این مدت یه بار وبلاگم هک شده بود! کسی فهمید؟!

مرسی ممنون نمی خواد اینقده اهمیت بدین!

ولی باید از کسی که این هدیه رو بهم برگردوند حتما تشکر کنم! از آقا سجاد! ازت ممنونم... با همه ی بدی های من تو خوب بهم خوبی کردن رو نشون دادی!

بله این آقا سجاد ما از انجا که به کامپیوتر وارده وبلاگم رو از اون نامرده مفت خور پس گرفته! الهی یکی یه چیز ارزشمندتو ازت بگیره! آمین!

آقا سجاد گفته بودی بین خودمون باشه ولی نه همه باید بفهمن!

برادری رو کامل کردی!

یه متن خیلی قشنگ خوندم تو وبلاگ نوازش! حتما برید بخونید...

از شنبه امتحانام شروع می شه ...

ایشالا به امید خدا خوب می دم!

اینم از یه پست جدید! وبلاگ جونم دوست ندارم کسی تو رو ازم بگیره حتی اگه چیزی توت ننویسم تا همیشه مال من باید باشی!


می شه خودتو معرفی کنی آشنای به ظاهر غریب؟!

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت19:11توسط فاطمه | |