گاهی به آسمان نگاه کن...
حتی اگر چشم هایت را با دستمالی سیاه بسته بودند...
در زیر طاق نیلی آن آسمان دور
در شهر یادهای پراکنده ی قدیم
روزی که از دریچه ی تنگ اتاق درس
پل زد به سوی پنجره ی روبرو نسیم
استاد پیر هندسه بر تخته ی سیاه
خطی سفید را
از نقطه ای به نقطه ی دیگر دواند وگفت
کوته ترین رهی که میان دو نقطه هست
چونان پل نسیم میان دو پنجره
خطی است مستقیم
امروز من به تجربه دانسته ام که :نه!
راه دراز زندگی نا تمام من
آن خط مستقیم میان دو نقطه نیست
این راه خوفناک
از نقطه ی ولادت تا نقطه ی هلاک
چون آذرخش در شب تاریک آسمان
خطی است منکسر که ندانم کدام دست
ترسیم کرده با سر ناخن به روی خاک
نادر نادر پور
| Design By : Night Skin |


